شجره نامه و خویشاوندی آیت اللهی های یزدی

انسانشناسی اجتماعی و فرهنگی ، خویشاوندی ، شجره نسب ، سلسله نسب ، آیت اللهی های یزد

شجره نامه و خویشاوندی آیت اللهی های یزدی

انسانشناسی اجتماعی و فرهنگی ، خویشاوندی ، شجره نسب ، سلسله نسب ، آیت اللهی های یزد

شجره نامه و خویشاوندی آیت اللهی های یزدی
علی رضا آیت اللهی alireza ayatollahi

متولد 1324 . مقیم تهران ( Tehran ) از 1344
دارای تحصیلات ادبیات در ایران ، زبان و ادبیات و فرهنگ و تمدن در اکس آن پرووانس فرانسه ، علوم اجتماعی در ایران ، معماری در ایتالیا ، شهرسازی در اسپانیا ، و مدیریت دولتی ، و دوره های دکتری آمایش سرزمین ، مردم شناسی - جامعه شناسی و اقتصاد در دانشگاه اکس - مارسی . فعالیت سردبیری ماهنامه علمی - هنری ، سرویراستاری ادبی ، فنی و علمی در متون اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی . سردبیری ماهنامه مجلس . آموزش آئین نگارش به مدیران کشور ، آموزش ادبیات فارسی در دانشگاه ( عضو هیئت علمی سابق دانشگاهها ) . دارای بیش از دویست تالیف و تصنیف ( استاد سابق پژوهش ) . هم اکنون : پژوهشگر آزاد ؛ که از جمله در این سایت اگر چه مورٌخ نما است در واقع بیشتر به تاریخ شفاهی در حوزه آنتروپولوژی و اتنولوژی می پردازد و انتظار یاری از تمام نیکو صفتان . با تمنٌای نظردهی از صاحبنظران .

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی» ثبت شده است

« مسجد ملٌا اسمعیل و بانی آن

یکی از مساجد مهم یزد که امروزه دایر و پررونق است مسجد ملٌا اسمعیل است . این مسجد از زینتهای ظاهره مانند کاشی و کتیبه و نقاشی برکنار است ولی ساختمان آن و ارتفاع گنبد و پیش طاق و وسعت آن از صحن و رواق گرمخانه و مدرسه که جنب آنست در درجه اوٌل واقع است و از هرجهة بعد از مسجد جمعه و مسجد میرچقماق بر همه مساجد یزد مزیت دارد .

این مسجد را مرحوم آیة الله آخوند ملٌا اسمعیل عقدائی در عهد سلطنت فتحعلی شاه قاجار در یزد ساخته است ... »

از : عبدالحسین آیتی . آتشکده یزدان ( تاریخ یزد ) . یزد . 1317 . ص390 .

توضیحات :

- گفته اند که عبدالحسین آیتی تقریبا" تمام این کتاب خود را خارج از یزد تالیف کرده است و در سال بازگشت خود به یزد ، 1317 خورشیدی ، در چاپخانه گلبهار یزد به طبع رسانده است ؛ و بنابراین سهم ذهنیت ها در نوشته های وی بسیار چشمگیر می نمایند .

- رونق این مسجد که نام اصلیِ آن مسجد اعظم یزد بوده است در دهه های قبل از نگارش کتاب ، عهد آخوند ملٌا اسماعیل و جانشینان بلافصلش و بعدا " در دهه های 1280 و به ویژه 1290 ( همزمان با مشروطیت و امامت جماعت حجت الاسلام والمسلمین آقا میرزا محمد جعفر شریف ) - 1300 و 1310( و امامت جماعت آیت الله سید عبدالحی طباطبائی یزدی ) - و .... بوده است ...

- آیتی به دلیل سوابق مذهبی خود ، حتی در زمانی که در یزد دبیر دبیرستان بوده است محبوبیت و مقبولیتی نزد اکثر قریب به اتفاق اعضاء دودمان آیت اللهی در یزد ( احفاد آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ) نداشته است و نزد طایفه ی آیت اللهی نظر به مورد مشکوک شهید شدن آیت الله آقا شیخ هادی نصر آبادی ( آیت اللهی ) و نیز قتل دونفر از کارگران شهر داری که در میدان شاه شاغل بوده اند ، عملا" مطرود ؛ و بالعکس چنانکه گفته اند با آیت الله آقاشیخ اسدالله ثقة الاسلام ، امام مسجد امیر چقماق یزد ، رابطه ای حسنه داشته از کمک های ایشان بهره مند می گردیده است .

- بانی مسجد در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار ، شخص آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ( به قولی در زمین اهدائی حاج عزیز چیت ساز ابوالزوجه ی آخوند ؟ ) بوده است که به منظور امکان ادامه ساختمان مسجد با ایادی آن سلطان در یزد مماشات می کرده است ، منتهی ادامه ساختمان مسجد توسط حاج محمد ابراهیم شریف ، فرزند حاج عزیز چیت ساز ، و حمایت های واعظِ شهیر جناب میرزا سید سلیمان طباطبائی نائینی یزدی ، شوهر خواهر آخوند و از ثروتمندان بزرگ و خیٌر و میهمان نواز آن زمان ، و ساخت مدرسه ی جنب آن که در واقع مدرسه قائمیه نام دارد توسط روحانی اعلم و جانشین آخوند و فرزند حاج محمد ابراهیم ، یعنی حاج میرزا علیرضا شریف صورت پذیرفته است .


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۶
علیرضا آیت اللهی

حاجی ملک ، فرزند اصلان خان ، 

تبریزی بوده است یا ... یزدی ؟ (2)


مجموعا" روایات پیران قوم آیت اللهی در دهه ی 1340 بر این بود که حاجی ملک ، فرزند اصلان خان ، در عقدا گوشه عزلت گزیده به عبادت و ، و در آن عصر که هنوز مذهب شیعه دوازده امامی و روحانیت مبلغ آن اینچنین گسترش نیافته بوده است بدون آنکه القاب آخوند و ملٌا اتخاذ کند ، مرجعیت دینی مردم عقدا مشغول بوده و از همان عقدا به سفر حج مشرف شده است ، امٌا بزرگی جهاندیده بوده بارها به زیارت عتبات عالیات و مشهد مقدس رفته  و نخستین یا شاید از نخستین کسانی بوده است که فزندانشان را برای آموزش در مکتب اصولی در عتبات عالیات به آن دیار اعزام نموده اند . بنابر این احتمال اینکه در محلی دیگر تجارت می کرده است هم وجود داشته است . با اینهمه چنان که از گفته های درون طایفه ای بر می آید کسی حاج محمد عبدالملک را اهل عقدا و عقدائی نمی دانسته است .

بنا به فرضیٌات آنتروپولوژیکی ، حاجی ملک که کاروان خویشان  و نزدیکانش را به سوی ناحیه یزد هدایت کرده است لابد در همان حوالی 1161 ه . ق به حدٌ کافی بالغ بوده است ؛ یا پس از اطمینان به امن بودن محل زندگی آنان به خونخواهی پدر به تبریز باز گشته در آن مقاتله های انبوه میان افشاریان بین خود و خود با دیگران کشته شده است یا به صورتی تارک دنیای سیاست و هیاهوها و ماجراهای تقریبا" همه روزه ی آن بدون نام و نشان در ناحیه ی یزد می زیسته است .

امٌا از آنجا که رسم ییلاق - قشلاق کردن ، حتی برای شهریان و شهرنشینان ِ البته اعیان یزد وجود داشته است ؛ و نیمی از سال را در ییلاق و نیمی دیگر را در قشلاق بوده اند ؛ و در نتیجه نیمی از فرزندان این اعیان در ییلاق متولد می شده اند بعید نیست که ، بنابه آتشکده یزدان ، عقدا زادگاه آخوند ملٌا اسماعیل بوده باشد ؛ امٌا در این که مقر اصلی حاج محمد عبدالملک بوده باشد تردید فراوان وجود دارد ؛ به ویژه از این نظر که چنین حاکم زاده ای لابد در خانه ای معمولی سکونت نمی کرده است ، و از خانه ی مناسب وی ، با چنین مشخصاتی ، در عقدا اثری دیده نشده است ؛ به اضافه ی اینکه مقبره چنین بزرگانی ، به خصوص کسی که در مقام جدٌ اعلای چنین طایفه ای بزرگ در ناحیه قرار دارد ، پنهان نمی ماند ؛ و در عقدا از هیچ یک از این دو اثری نیست و این گفته که وی با وجود داشتن املاک و مستغلات در عقدا ، در آن محل مستقر نبوده است به حقیقت نزدیک تر می نماید .  

در افسانه ی مهاجرت سریع حاج محمد عبدالملک به یزد و بنیان نهادن روستای عبدالملک در شرق شهر یزد تردیدی فراوان وجود دارد ؛ چرا که بر خلاف املاک و آثاری که از عبدالملک در عقدا به جای مانده بوده است هیچ اثری از چنین شخصیتی در شهر یزد به دست نیامده است ؛ مگر گفته ی شخصی معمٌر در حوالی 1346 که ایشان را ساکن  یزد و مدفون در گورستان جوب هرهر میشمرد که مقبره اش با صدها مقبره دیگر طی یک سیل ویران شده است .

با اینهمه در صورتی که حاج محمد عبدالملک تبریزی در یزد می زیسته است ، با توجه به اینکه محله ای از یزد یا لااقل کوچه ای از آن به سکونت تبریزیان اختصاص داشته است ، بسیار زیاد است ؛ و اگر در محلی غیر از شهرهای یزد و عقدا فوت نکرده باشد احتمال اینکه جنازه اش را برای دفن به عتبات عالیات یا مشهد یا حتی زادگاهش تبریز منتقل کرده باشند نیز وجود دارد .

در نتیجه نمی توان حسب این نوشته یا آن نوشته که بیشتر غیر مستند ، افواهی و گُمانی به نظر می رسند حاج عبدالملک را عقدائی خواند و آنچه بیش از همه مسلم می نماید تولد ، سکونت اولیه و تعلق وی به تبریز است . *

* مجموعا" به نظر می رسد که در جامعه ی یزد آن روز ، به ویژه بنا به خصائل تاریخگرائی و نسب گرائی و شرافت اجدادی خود ، اگر آخوند ملٌا اسماعیل از نسبی شناخته شده و والا برخوردار نبود شاید به چنان توفیقاتی که رسیده است هرگز دست نمی یافت .

* از منابعی که سبب شهرت آخوند ملٌا اسماعیل و احفادش به عقدائی شده اند کتاب آتشکده یزدان ( تاریخ یزد ) از عبدالحسین آیتی بافقی است که به زودی به بر رسی موضوع در آن ، و ارزشیابی لازم خواهیم پرداخت . 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۰
علیرضا آیت اللهی

حاجی عبدالملک ، فرزند اصلان خان ، 


تبریزی بوده است یا ... یزدی ؟


از آنجا که نادرشاه افشار در درگز به دنیا آمده است میتوان چنین تعبیر کرد که عمٌه زادگان وی و از آنجمله سردار امیر اصلان خان قرخلو نیز از مردم درگز یا بنا به شواهد و قرائن موجود ابیورد یا به طور کلٌی از مردم ناحیه از خراسان بوده اند .

سردار امیر اصلان خان ، جدٌ پدری آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی ، بیشتر ساکن تبریز و حاکم تبریز بوده است ، به همین جهت تبریزی خوانده شده است و هیچگاه در عقدا سکونت نداشته است .

قاعدتا" معدودی از افشاریان که به خدمت صفویان در آمده اند از همان اوائل حکومت صفویان به ناحیه و شهریزد وارد شده اند ، امٌا ورود قِرِخلوئی ها که گاه بدون آنکه همه شان از فرزندان نادرشاه باشند  افشار نادری محسوب می شوند به احتمال بسیار به حضور حاجی ملک ، فرزند اصلان خان پس از قتل نادر شاه و پس از قتل خیانتکارانه و خدعه آمیز اصلان خان در 1161 ه . ق درحوالی تبریز ، معطوف می شود که مدتی ، هرچند محدود ، در عقدا سکونت گزیده است ؛ و شاهد آن املاک بسیار وسیعی بوده است که از وی در عقدا به دودمانش به ارث رسیده است ؛ و گویا در یزد - فیروز آباد - میبد ، و حتی اصفهان نیز املاکی از وی باقی مانده است . 

موضوع قابل توجه دیگر در خویشاوندی ، وراثت و به طور کلٌی مشخصات یک گروه در انسان شناسی اجتماعی وراثت ژنتیکی و تربیتی فرزندان ذکور از سوی مادر است که چگونه عبدالملک به جای « خان » به یک « حاجی » تبدیل شده است ؟!

آیا عبدالملک از سوی مادر خود :

- تبریزی نبوده است ؟

- متولد تبریز و تبریزی زاده نبوده است ؟

- روحانی زاده نبوده است ؟

- مجموعا" و به طور کامل تبریزی محسوب نمی شده است ؟

و....

- چرا ، به فرض ، فرزند حاکم شهری بزرگ چون تبریز به زندگی در یک روستا یا شهر آنروزگار امٌا به هرحال آبادیی کوچک تر ، حتی به قیمت داشتن منصبِ « ملک » آن ناحیه ، راضی شده است ؟

- آیا عبدالملک در عقدا زندگی می کرده و فرضا" ملٌا اسماعیل در عقدا پابه جهان نهاده است یا در شهر یزد زندگی می کرده است ؛ وچون املاک و عقاری در عقدا داشته و به آنجا مکررا" رفت و آمد می کرده است ، بنا به رسوم آن روز ، در تشخیص از عبدالملکی دیگر عبدالملک عقدائی نامیده شده است ؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۴۵
علیرضا آیت اللهی

نسب آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی از شاخه ی


 ترکان یا ترکمانان قِرِخلوی افشار 


افشاریان به نظر برخی از مورخان ابتدا از مردم کاشغر ، ملقبٌ به « مروارید جادٌه ابریشم » ، شهر یشم ( عقیق ) سبز ، شهر زیبارویان جهان در مرکز ترکستان در غرب چین امروزی بوده اند ؛ که در پی شناسائی نعمات سرزمین ایران طی لشکر کشی مغولان ، به طرف ایران مهاجرت کرده اند و از ابتدای حکومت صفویان در سراسر ایران ، به صورتی مشخص تر در آذربایجان ، کرمان و خراسان ، زنجان ، همدان ، کرمانشاه ، قزوین ، به ویژه در آذربایجان غربی در حوالی ارومیه ، و بخشی از شرق ترکیه ی کنونی سکنی گزیده اند ؛ و به دوشعبه ی بزرگ قاسملو و قرخلو تقسیم می شده اند .

کاشغر خود سابقا" جزو قلمرو شاپور ساسانی بوده است ، مدٌتی مدید خود حکومتها یی مستقل چون سلسله کوشانیان داشته است و در زمان سلسله هان به چین پیوسته است .

قرخلوئی ها پس از ورود به ایران که احتمالا" بر اثر تهاجمات مغولان ، و پس از غارت شدن توسط لشکریان مغول مهاجم به ایران بوده است ؛ ابتدا بیشتر در حوالی ارومیه ساکن بوده اند تا اینکه شاه اسماعیل صفوی آنان را ، که از مدافعانی سرسخت در تهاجمات و جنگ ها بوده اند ، به ناحیه ی شمال خراسان ، بین مشهد و مرو در مراکزی چون ابیورد و درگز مهاجرت داده است تا در مقابل تهاجمات ازبکان و نظایر آنان چون سدٌی در شمال کشور ، مدافع قرار گیرند .

بنا براین طایفه ی آیت اللهی می تواند به این اعتبار شاخه ای از ایل جهانگیر افشار ، شاخه ی قِرِخلو ی مشهدی - نادری به شمار رود .

امٌا شاخه ای که تحت تاثیر فرهنگ تبریز نیز قرار گرفته است .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۱:۴۰
علیرضا آیت اللهی